امروز : سه شنبه, 25 مهر 1396

ایران در رأس نظم جدید منطقه ای

عربستان، امارات، کویت، قطر، بحرین و سایر دولت هایی که تا به حال هزینه حضور مستقیم نظامی آمریکا و انگلیس در منطقه را پرداخت کرده اند، باید بدانند که اگر از طریق همکاری با ایران، ثبات را به خاورمیانه بازگردانند، هزینه های کمتری را متحمل شده و دیگر نیازی به مصرف دلارهای نفتی خود به نفع دولت های غربی نخواهند داشت.
ایران در رأس نظم جدید منطقه ایتحولات میدانی سوریه، عملا معادلات منطقه ای را دستخوش تغییر کرده است، آن هم به طوری که امروز تحلیلگران از حاکم شدن نظم جدید منطقه ای در غرب آسیا خبر می دهند.
واقعیت این است که پیروزی ارتش سوریه در حلب و آزادسازی موصل در عراق، امروز جایگاه تروریست ها را چنان متزلزل کرده که دیگر حامیان آنها حتی قدرت استفاده ابزاری از این تروریست ها برای اثرگذاری بر مذاکرات منطقه را هم ندارند. عربستان که خود در جنگ یمن زمین گیر شده، شاهد تضعیف داعش در سوریه و عراق است و وجهه بین المللی خود را به دلیل نفرت جهانی از تروریست ها از دست داده است. قطر نیز دیگر قادر نیست با برگ جبهه النصره بازی کند، چرا که حتی تروریست های حامی غرب در سوریه نیز دیگر حاضر نیستند این گروه تروریستی را به عنوان متحد خود بپذیرند.
نتیجه چنین وضعیتی، برگزاری نشست آستانه، بدون حضور کشورهای حامی تروریسم و با نقش آفرینی محدود آمریکایی هاست. گرچه این مذاکرات در ژنو ادامه می یابد و شاید در ادوار آتی مذاکرات صلح، اروپایی ها نقش آفرینی بیشتری داشته باشند، اما در حال حاضر، وضعیت میدانی سوریه باعث شده تا بازیگران فرامنطقه ای، کم کم غرب آسیا را ترک کرده و متحدان خود را در خاورمیانه تنها گذارند.
منطقه غرب آسیا در نیم قرن اخیر شاهد دو وضعیت متفاوت بوده است. وضعیت نخست، مبتنی بر نزاع میان دولت های منطقه ای و نقش آفرینی قدرت های فرامنطقه ای از طریق تعیین ژاندارم برای منطقه بوده است. ایالات متحده آمریکا پس از حذف تدریجی بریتانیا، به این مدل روی خوش نشان داد و با تعیین رژیم پهلوی به عنوان جانشین خود در منطقه، از این مدل پیروی کرد، اما در مدل دوم که در دوره بوش پسر رخ داد، قدرت های فرامنطقه ای مانند آمریکا و انگلیس با حضور نظامی مستقیم، سعی کردند نظم منطقه را به طور مستقیم تعیین کرده و از روش نیابتی استفاده نکنند. بهانه آنها برای حضور مستقیم، نه فقط نزاع داخلی در منطقه، بلکه بروز پدیده ای خودساخته به نام تروریسم بود، هرچند شکست های آنان طی سال های اخیر، سبب روی آوردن به جنگ نیابتی و استفاده از ابزار تروریسم جهت پیشبرد اهداف خود در غرب آسیا شد.
در حال حاضر اما با توجهی به نقش مهم مستشاری که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سوریه و عراق ایفا کرد، شاهد شکل گیری مدلی سوم از نظم منطقه ای هستیم. در این مدل، یک قدرت منطقه ای مانند ایران، از نظر میدانی قدرت بازگشت ثبات به سایر کشورهای درگیر با جنگ داخلی را داشته و از نظر دیپلماتیک به چنان قدرتی رسیده که می تواند سایر بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای مانند ترکیه و یا روسیه را با خود همراه کند. در چنین وضعیتی، نظم منطقه از سوی یک قدرت برتر منطقه ای تعیین شده و سایر بازیگران باید منافع خود را براساس نسبتی که با این قدرت برتر دارند، تنظیم کنند.
بی تردید کشورهای عربی منطقه که تا به حال منافعی را به دلیل نقش قدرت های غربی در منطقه کسب کرده بودند، از نظم جدید خرسند نخواهند بود و درصدد تنش آفرینی برمی آیند. با این همه این کشورها اگر نگاهی واقع بینانه به تحولات موجود داشته باشند، درخواهند یافت که نزدیک شدن به تهران و همکاری با ایران برای بازگرداندن ثبات به منطقه و پایان دادن به جنگ های بیهوده در سوریه و عراق و یمن، می تواند به نفع همه کشورها باشد. عربستان، امارات، کویت، قطر، بحرین و سایر دولت هایی که تا به حال هزینه حضور مستقیم نظامی آمریکا و انگلیس در منطقه را پرداخت کرده اند، باید بدانند که اگر از طریق همکاری با ایران، ثبات را به خاورمیانه بازگردانند، هزینه های کمتری را متحمل شده و دیگر نیازی به مصرف دلارهای نفتی خود به نفع دولت های غربی نخواهند داشت.
 
ایران در رأس نظم جدید منطقه ای
 
نظم درون زای منطقه غرب آسیا، پدیده ای است که قریب به یک قرن است تجربه نشده و شاید تحولات اخیر در سوریه و عراق بتواند به زایش آن کمک کند. تجربه جهانی نشان داده است که اروپایی ها نیز از طریق همین مدل توانستند پس از جنگ جهانی دوم، قاره سبز را از یک ویرانه خودساخته به قاره ای پیشرفته تبدیل کنند و بنابراین همین سرنوشت می تواند پیش روی غرب آسیا نیز باشد؛ البته اگر دست های پشت پرده و لابی های جنگ طلب اجازه تثبیت چنین نظمی را بدهند./
 
*استاد مدعو جامعه القدیس یوسف لبنان
 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

حدیث هفته

 امام علی علیه السلام :

 يَسيرُ الدنيا خيرٌ من كثيرِها، و بُلغَتُها أجدَرُ مِن هلكَتِها؛

  اندكِ دنيا، بهتر است از بسيار آن و آنچه به قدر كفايت باشد، شايسته ‏تر است از آن مقدار كه به نابودى آدمى انجامد.

  غرر الحكم، ح10993